داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و یکم )
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:25
یورا معلق توی زمین و هوا بود و دستی محکم دستش رو گرفته بود . با شوک ناشی از افتادنxa0 تازه به خودش اومده بود و فهمیده بود چیکار کرده . با دیدن دستایی که اون رو نگهش داشته بود بیش از پیش متعجب شد. پدرش با قدرت اون رو بالا کشید و بعد بغلش کرد و اون رو با خودش به وسط پشت بوم آورد . با اینکه دخترش رو نج...
داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و دوم )
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:25
صبح روز بعد پسرا به همراه سارا و مینا برای عیادت از یورا راهی خونه ی آقای کیم شدند. یورا و آقای کیم و کیو سر میز مشغول خوردن صبحانه بودند. آقای کیم تمام مدت با لبخند مشغول تماشای صبحانه خوردن یورا بود. -xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 پدر جون اگه همچنان به زول زدنتون ادامه بدید نمی تونم بیشتر از این بخو...
عکس نویسه های طنز دابل اس شماره چهار
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:24
پس از مدت های مزید می دوباره کام بکیدم بریم سراغ مزرعه حیوانات دوست داشتنیمون xa0 ژست دالی گونه ی کیو که از جناب گوریل جدیدا زیاد رویت شده هیچ ژست دور از انتظار از نیو لیدر که اصلا هیچ ابهتی برای لیدریت نداره رو هم فعلا روش سرپوش میذاریم یکی هیونگو دریابه عایا چیزی که اون الان به خودش گرفته ژسته ؟xa...
Otter & Otter ( تصاویر سموری یونگ سنگی )
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:24
نو کپشن فقط با عرض سلام واسه دیدن سمورخان و سمورخان برین ادامه
داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و چهارم )
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:24
بعد از رفتن بچه ها دوباره خونه درگیر سکوت رعب انگیزش شد. مادر سارا به سمت آشپزخونه رفت و در عرض نیم ساعت میز رو لبریز از غذاهای رنگ و وارنگ کرد و بعد از اتمام کارش به اتاق پسرا رفت تا برای شام صداشون کنه. کانگ جون روی تخت دراز کشیده بود و در حالیکه یه بالشت توی بغلش بود به سقف خیره شده بود. سی وو هم...
داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و پنجم )
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:24
هیون به سارا اجازه توضیح نداد و به سمت یونگ سنگ رفت و مشتی رو حواله ی صورتش کرد. یونگ سنگ پخش زمین شد. بعد از چند ثانیه سر جاش نشست و در حالیکه خون جاری از گوشه لبش رو با دستش پاک می کرد پوزخند زد. از سر جاش بلند شد. -xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 با چه حقی به دوست دختر من نزدیک شدی ؟ -xa0xa0xa0xa0xa0...
داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و ششم )
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:23
ببخشید یکم دیر شد .... این مدت وقت نکردم بزارم ولی از این به بعد زود زود میذارم مرسی از توجهتونxa0 _________________________________________ با صدای باز شدن در مریم سرش رو بلند کرد . می دونست کانگ جونه . کانگ جون در حالیکه قدمهاش رو می کشید مستقیم به سمت پله ها راهی شد . -xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0...
داستان دابل اسی دبیرستان ما ( قسمت بیست و هفتم )
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:23
-xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 هیونگ میشه بهم بگی اینجا چه خبره ؟ -xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 بهت میگم به موقعش -xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 ولی... -xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 ولی نداره تو هم حقیقتو بفهمی بهم حق میدی -xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 کدوم حقیقت هیونگ ... این چه حقیقتیه که باعث شد مادر و ...